.                            راهنما ي دانلود از اين وبلاگ                          .               

نكاتي مهم


بسم الله الرحمن الرحيم 

شكر ذات رحمن كار هاي آپلودي وبلاگم تمام شده اما بايد نكاتي را ياد آور شوم 

1. دوستاني كه مقالات اسلامي دارند به ايميلم بفرستند تا در صورت تاييد دقيقا خود پيام را بدون هيچ تغييري باذكر نام نويسنده و منبع ( نام كتاب وبلاگ و يا اطلاعات شخصي خود فرد يا هر منبعي ) در بخش مقالات وبلاگم بارگزاري كنم البته خواهشمندم در نوشته های خود توهین نکنید و اطلاعات منبع و نام نویسنده و آنچه لازم است را به طور کامل ارسال نمایید و الا نوشته ی شما نشر نخواهد شد 


2. بخشيد بنده فايل هايي رو كه بارگذاري مي كنم و يا پيام هايي را كه مي نويسم اول در كامپيوترم نوشته و سپس به اين محل كپي مي كنم كه متاسفانه سيستم بلاگر با اين موضوع مقداري مشكل دارد پس اگر فايل ها داراي مشكل تايپي بودند مرا ببخشيد


3. شکر خدا تمامی کتب کتابخانه ی عقیده رو که در اختیار داشتم آپلود کردم و به شیوه ای می شه گفت که الله تعالی همه ی آنان را دوباره احیا کرد اما شما نیز کلیه ی فایل های این وبلاگ را دانلود نمایید تا در معرض زوال و نابودی قرار نگیرند



یکشنبه ۸ اوت ۲۰۱۰

داستان عابد و رهگذر

در داستانهاى پیشین آورده اند که کسى درختى را دید که مردم آنرا عبادت میکردند، پس رفت و تبر را برداشت تا اینکه درخت را قطع کند تا مردم آنرا عبادت نکنند. در راه شخصى به او برخورد و از او پرسید: با این تبر کجا میروى؟ گفت: مردم این درخت را عبادت میکنند و مرتکب شرک شده اند و من میخواهم آنرا قطع کنم تا اینکه دست از عبادت آن بردارند.

 آن شخص رهگذر به او گفت: ولى تو که آنرا عبادت نمیکنى پس چه ضررى براى تو دارد؟ او گفت: نه، من حتما باید این درخت را قطع کنم و با شخص رهگذر درگیر شد و سه بار او را بزمین زد. شخص رهکذر پس از این که با شکست روبرو شده بود به او گفت که: دست از این کار بردار و در عوض هر روز صبح دو دینار در زیر بالشتت خواهى یافت و میتوانید یک دینار براى خودت بردارى و دینار دیگر را صدقه بدهى که در اینصورت اجر و پاداش نیز میگیرى. آن شخص این نصیحت را نیکو پنداشت و قبول کرد ولى به او گفت که چه ضمانتى میدهی که آن دو دینار را هر روز در زیر بالشتم بیابم؟ آن شخص رهگذر به او ضمانت و قول داد که حتما آنرا میابد. پس او دست از قطع درخت برداشت و رفت. از قضا چند روزى آن دو دینار در زیر بالشتش میافت ولى پس از چندى فقط یک دینار یافت و پس از چند روز هیچى نیافت. آن مرد دوباره خشمگین شد و تبر را برداشت و سراغ آن درخت رفت تا اینکه آنرا قطع کند، در راه دوباره آن رهگذر با او روبرو شد و گفت: با این تبر کجا میروى؟ او همان قضیه قطع درخت را بخاطر خدا تکرار کرد. ولى این مرتبه آن رهگذر به او گفت که نمیتوانى این کار را انجام دهى ! پس آن مرد با او درگیر شد ولى اینبار در هماى لحظه اول از آن رهگذر شکست خورد و تعجب کرد و به او گفت: من تو را دفعه قبل سه بار شکست دادم ولى این مرتبه تو مرا در وحله اول شکست دادى، قضیه چیست؟ آن رهگذر گفت: قضیه این است که تو در مرتبه اول لله آمدى که درخت را قطع کنى و خداوند پشت و پناهت بود و لذا مرا شکست دادى، ولى این مرتبه براى دفاع از آن دو دینار و براى نفس خویش آمدى، پس من توانستم تو را شکست دهم. آن مرد گفت: مگر تو کى هستى؟ گفت: شیطان !

درس عبرت: برادران و خواهران ! اگر کارها لله باشد، خداوند توانا که قادر به همه چیز هست کارها را براى بنده اش آسان میکند، ولى اگر لله نباشد و براى ریا باشد پس پشتیبان و نصرتى را از طرف خدوند نخواهد یافت.

مصدر: سایت نوار اسلام

0 نظر:

ارسال يک نظر

با نظرات و انتقاد و پیشنهاد خود ما را در راه تبلیغ هر چه بهتر دین اسلام یاری نمایید

اجرکم عند الله